Logo
عضویت در وبسایت مامان تک

ورود به وبسایت مامان تک

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۲/۲

نشست چهارم: نظم

رشد بدون نظم امکان ندارد .

خلقت و آفرینش نظم دارند ، ما هميشه مي گویيم نظام آفرینش ؛

آفرینش بدون نظم امکان ندارد ، نظم آفرینش ، نظم بدون خطاست. مسئله اینه كه ما به نظم، چگونه و از چه زاویه اي نگاه مي كنيم ؟ به دليل بحران مفاهيمي كه در حال حاضر وجود دارد پيشنهاد مي كنم هميشه به فرهنگ فارسي به فارسي رجوع كنيد و ریشه لغت و مشتقات آن را درآورید ؛ در دستيابي به اصل مفاهيم كمك مي كند .

در فرهنگ لغت نظم =ترتيب دادن ، چيدن ، مروارید را نخ كشيدن ، كلام موزون

مشتقات آن =نظام (نظم داده شده )، منظم ، تنظيم ، ناظم (كسي كه نظم ميدهد )، منظوم این كلمات در ذهن شنونده حركت را تداعي مي كند یا سکون را ؟ هر معني كه از نظم داریم در حركت است .نظم بدون حركت مانع رشد است.

اگر نظم را ایستا ببينيم ، دائم در حال گفتن این جملات خواهيم بود:

ندو ، منظم بشين سرجات ، بهم نریز ، اینقدر وول نخور ، هر چيزي را ثابت بذار سر جاش ، این ویترین اسباب بازي هاي توست بهم نریزش.

نظم از نظر ما، نظم ایستا است و مانع رشد است. در نتيجه كودك طغيان مي كند .تمام كساني كه ذهنشان به نظم بازدارنده عادت دارد ، اصلا منظم نيستند ، هميشه دنبال چيزي مي گردند ،

چون نظم را در پنهان كردن دیده اند ، خلوت كردن نظم نيست. جمع كردن وسایل در جایي و بستن در به روي آنها نظم نيست. ذهن فعال نظم در حركت را مي خواهد .

اگر با ذهن فعال به نظم نگاه كنيم ، تداعي حركت است و اگر با ذهن منفعل نگاه كنيم ، تداعي توقف و ایستایي است .و چون ایستایي در زندگي معنا ندارد ؛ چه بخواهيم و چه نخواهيم مجبور به حركت هستيم. اگر این حركت رو به بالا و آگاهانه و به جهت مثبت باشد ؛ خوب است. در غير اینصورت دور خودمان مي چرخيم و دچار آشفتگي و بي نظمي مي شویم.

تمام كساني كه نظم ایستا دارند ، ذهن آشفته دارند و حالشان خوب نيست ، خسته اند ، حتي یك صفحه كتاب نمي توانند بخوانند چون ذهن شان پر است. وقتي صحبت از حركت و جابجایي مي شود واژة دیگري در ذهن ميآید و آن وقت و زمان است .

نمي توان به حركت فکر كرد ولي به زمان فکر نکرد چون حركت در واحد زمان اتفاق مي افتد. وقت یك پدیدة مادي است ، قابل اندازه گيري و تقسيم است :

ثاتيه ، دقيقه ، ساعت و روز .

زمان كيفيت وقت است، قابل اندازه گيري نيست.

رشد یك حركت منظم است و زمان در آن مطرح است مثل مراحل رشد .

وقتي بحث حركت و زمان پيش مي آید ، واژة دیگري به ميان مي آید و آن برنامه ریزي است .

برنامه یعني چه عملي در چه زماني . بدون برنامه حركت دچار آشفتگي مي شود .

اگر ندانيم چه حركتي ، در چه زماني باید انجام شود ، ذهن دچار آشفتگي مي شود و بي نظمي

ذهني ایجاد مي شود به دليل عدم داشتن برنامه .

نظم +برنامه =ریتم

یکي از دلایل آشفتگي هاي ما و بچه هایمان اینست كه در زندگي مان ریتم وجود ندارد .

در زندگي سنتي ریتم وجود داشت اما در زندگي شبه مدرن امروز ، ریتم وجود ندارد و حاصل آن خستگي و كلافگي و در گيري هاي ذهني است. ما در همة مباحث كودك ، نظم و نظافت و تغذیه و خواب و یادگيري و .... با نظم و ریتم مواجه ایم .

جهان آفرینش ریتم دارد .در نظم طبيعي و هستي هيچ چيزي را بدون ریتم پيدا نمي كنيد ؛ چيزي كه دل به خواه باشد مگر اتفاق خاصي بيفتد مثل زلزله یا خورشيدگرفتگي و غيره اما از بدو خلقت تا كنون ، طلوع و غروب خورشيد ریتم دارد ؛ فصل ها هم ریتم دارند .

یکي از مشکلاتي كه در سال هاي آینده با آن مواجه خواهيم شد و مقدمه اش هم در حال حاضر قابل رؤیت است ؛ مسائل محيط زیست است .

تکنولوژي ریتم طبيعت را بهم زده است و حاصل آن بهم خوردن فصل ها و اقليم ها خواهد بود.

ریتم یعني تکرار در شکل و تنوع در محتوا. ریتم در محتوا تکرار ندارد .

براي مثال غزل نظم و قافيه دارد ؛ این نظم و قافيه تکرار مي شود ولي هربار مفهوم جدیدي دارد. یا در موسيقي نت تکرار مي شود ولي محتوایش عوض مي شود. یا حتي در نماز حركات تکرار مي شود ولي هر دفعه محتوایش فرق مي كند.

شب و روز داراي ریتم هستند اما ما در زندگي امروزي این ریتم را برهم مي زنيم. با تاریك شدن هوا همة چراغ هاي منزل را روشن مي كنيم و نيمه هاي شب یکدفعه همه را خاموش مي كنيم و به خواب مي رویم و هميشه حيرانيم كه چرا اینقدر عصبي هستيم ؟ این تعارض با نظم طبيعت آنقدر براي ما عادي شده كه متوجة ضررهاي آن به خودمان نيستيم .

همين حالت را هم در مورد سرما و گرماي هوا داریم. در اوج گرما كولر را زیاد مي كنيم، محيط داخل را حسابي خنك مي كنيم ، به بيرون كه مي رویم یکدفعه بدنمان گرم مي شود. و در اوج سرما هم گرماي محيط را به حداكثر مي رسانيم ، چلة زمستان فقط با یك تي شرت در خانه هستيم. اصلاً توجه نداریم كه این سرد و گرم شدن ها چه عواقب سویي براي ما دارد .در صورتي كه خيلي ساده مي توانيم در شب با استفاده از دیمر (تنظيم كنندة نور چراغ )، نور منزل را آرام آرام كم كنيم ؛ بعد آمادة خوابيدن شویم. یا در زمستان هواي اتاق را متعادل نگه داریم و در عوض لباس بيشتري بپوشيم.

چون با ذهن منفعل زندگي مي كنيم و همان چيزهایي كه به ما یاد داده شده را تکرار مي كنيم ، در شب چهلچراغ روشن مي كنيم و خانه را مثل روز روشن مي كنيم ، چون هميشه شنيده ایم در تاریکي قلب مي گيرد .و بعد یکدفعه خاموش مي كنيم و مي خوابيم .

شب و روز و فصل ها داراي نمودار ریتم هستند و همه یك خط تعادل دارند كه نسبت به آن خط بالا و پایين مي شوند .

این دقيقاً الگویي است كه ما در كار با كودك از آن پيروي مي كنيم .

در هر مبحثي ما باید یك خط تعادل داشته باشيم و بررسي كنيم كه ریتم زندگي ما با ریتم طبيعت هماهنگ هست یا نه ؟ اولين اصلي كه در كار با كودك به آن مي خواهيم توجه كنيم

تعادل و توازن است .

رفتارهاي ما در نهایت باید به یك تعادل نهایي برسد .همانطور كه برآیند زندگي در چهار فصل را بگيریم ، نهایت آن تعادل است .حتي برآیند شب و روز هم نتيجه اش تعادل است .

نکتة دیگر ریتم هماهنگي و هارموني است. نمودارهاي ریتم محور تقارن دارند.

تغييرات به نسبت محور تقارن بالا و پایين مي روند .

دليل زیبایي طبيعت داشتن ریتم است .

ما مي خواهيم در زندگي مانند طبيعت ریتم و محور تقارن داشته باشيم .

آیا در حال حاضر محور تقارن داریم ؟ یك مرتبه جوش مي آوریم و یك مرتبه هم پشيمان مي شویم ؛ یك مرتبه قهقة خنده و پشت سرش هق هق گریه .

محور تقارن نداریم كه آروم بالا بریم و آروم پایين بيایيم و ریتم را حفظ كنيم .

كمك دیگري كه داشتن ریتم در زندگي به ما مي كند این است كه اگر در زندگي ریتم داشته باشيم مي توانيم تضاد را در زندگي مدیریت كنيم تا به هماهنگي در زندگي برسد .

اگر ریتم نداشته باشيم تضاد به تعارض ميرسد و این تعارض باعث آزار ما خواهد شد .

دو مثلث قائم الزاویه را فرض كنيد كه در كنار هم به صورت برعکس قرار گرفته اند ، یعني رأس یکي بالا و رأس دیگري رو به پایين باشد .این دو مثلث در كنار هم تشکيل یك مستطيل با یك مساحت مشخص را مي دهند .مي توانيد خودتان با مقوا این دو مثلث را درست كنيد و ببينيد كه به چند حالت در كنار هم قرار مي گيرند ؛ خواهيد دید كه در حالتهاي دیگر این دو مثلث كاملاً در تعارض هستند و بين شان فضاي خالي زیادي به وجود مي آید .اسم یکي از آن ها زن و دیگري مرد است .در حالت اول كه با هم تشکيل یك مستطيل را مي دهند ، با هم تضاد دارند ولي تعارض ندارند ، چون داراي ریتم هستند از نظم استفاده مي كنند و همدیگر را خيلي زیبا پشتيباني مي كنند .

هر جایي كه تو نيستي ؛ من هستم و هرجا كه تو بودي لازم نيست من باشم .اما ما در زندگي مي گویيم تو نيستي، من هم نيستم .تو هستي من هم هستم ؛ یکي من یکي تو ؛

فضاي خالي عاطفي وجود دارد .

حالت اول تضاد مدیریت شده است و حالت دوم تضاد مدیریت نشده است و به تعارض كشيده شده است .تو حوصله نداري من هم حوصله ندارم ؛ تو مي خواهي دعوا كني ، من هم دعوا مي كنم ؛ اما در حالت اول مي گوید :

تو عصباني هستي ، خيلي خوب من كه نيستم تو خودت را خالي كن اما یك جا كه من عصباني بودم تو مراعات من را بکن .

مکمل همدیگه هستند هرجا تو نبودي من هستم و هرجا من نبودم تو باش .

همين كار را با فرزندمان هم باید انجام دهيم.درست وقتي كودك آشفته است و داد مي زند ما هم عصبي مي شویم و داد مي زنيم ؛در حاليکه اگر در حالت اول باشيم به او اجازه مي دهيم كه تخليه شود با آرامش .

اسم شکل اول همدلي است و اسم شکل دوم لجبازي است .

زندگي ریتم دار مثل ماشيني است كه توي سرپایيني بدون فشار و هل دادن ، روان حركت مي كند .اما زندگي بدون ریتم مثل ماشيني است كه با هل دادن و فشار حركت مي كند و آدم را خسته و كلافه مي كند

ریتم نيروي دروني ایجاد مي كند .ریتم یك قانون است و براي همه است .

ریتم طبيعت را بشناسيم و خودمان را تا حد امکان به نظم طبيعت نزدیك كنيم .

طبيعتاً ما نمي توانيم برق را از زندگيمان حذف كنيم ولي مي توانيم در شب نور را كم كنيم .

هنگام خواب بخصوص براي كودكان اول نور خانه را كم كنيم و بعد او را براي خواب آماده كنيم.برنامه ریزي وقت وزمان را مدیریت و تنظيم مي كند .برنامه یعني چه كاري در چه زماني انجام پذیرد ؛ از الآن تا آخر عمر .

از لحظة اكنون تا آخر عمر هر چقدر بيشتر بدانيم كه چه كاري را در چه زماني باید انجام دهيم، ریتم زندگي مان طبيعي تر و روان تر خواهد بود و تنش و سایشدر زندگي مان كمتر خواهد بود.

معني برنامه این نيست كه دقيقاً آن چيزي كه ما رسم كردیم اتفاق خواهد افتاد ، بلکه مفهومش اینست كه ما در هر زماني مي دانيم حدوداً چه كاري را باید انجام دهيم.

وقتي برنامه داشته باشيم ذهن مان منظم مي شود.كيفيت تفکر عوض مي شود، قدرت پردازش ذهن بالا مي رود ، توليد فکر پيدا مي شود ، نظم ذهني صورت مي گيرد و در نتيجه نظم رفتار صورت مي گيرد .

وقتي كه ذهن منظم شد ، رفتار بيروني هم منظم مي شود.

برنامه ریزي براي ایجاد نظم:

كارهایي كه در طول دیروز انجام داده اید ليست كنيد.

روي تك تك كارهایي كه نوشتيد خوب فکر كنيد و دقيق بررسي كنيد كه از قبل تا انجام آنها چقدر وقت صرف كردید ؟ چقدر ذهن تان مشغول انجام این كار بوده ؟ براي همة این كارها یك وقت فيزیکي صرف شده و یك وقت ذهني ، كه این دو تا اصلاً با هم هماهنگ نيستند و حاصل این عدم هماهنگيآشفتگي است .

دو عامل مهم در برنامه ریزي وجود دارد :

اهميت و ضرورت اموري كه در طول روز انجام مي دهيم چقدر اهميت و چقدر ضرورت دارند ؟ تمام كارهاي ما در طول روز تقدم و تأخرشان بر پایة این دو است. یا با اهميت هستند یا بي اهميت ، یا ضروري اند یا غير ضروري.

اگر دو محور عمود برهم رسم كنيم كه محور عمودي اهميت و محور افقي ضرورت باشد منطقه به دست مي آید :

  1. منطقة بحران: شامل كارهاي خيلي ضروري است ، همه چيز را كنار مي گذاریم و به آنها مي پردازیم .مثل غذا ، بيماري ، امتحان و تهية پول
  2. منطقة پيشگيري: چکاپ پزشکي ، واكسيناسيون ،تغذیه ، تحصيل ، كسب علم و آگاهي  و اقتصاد خانواده .در واقع برنامه ریزي در این منطقه قرار مي گيرد. این كارها مهم هستند ولي ضروري نيستند .
  3. منطقة تشریفات: مثل دیدو بازدید ها و تسليت و تيریك و دعوت ها ، ضروري هستند ولي مهم نيستند
  4. منطقة اتلاف: شامل كارهایي است كه نه ضروري اند نه مهم .مثل گفتگوهاي تلفني ، پرسه زدن هاي بي مورد ، غيبت ، منفعل بودن حالا مي خواهيم برنامه ریزي كنيم ، از

صد در صد وقت مان ، بيشترین وقت را به كدام منطقه باید بدهيم ؟ بحران ها در همة زندگي ها هست ؛ زندگي بدون بحران رؤیاست .مهم اینه كه چقدر از وقتمان را صرف آن كنيم و چگونه از وقوع آن پيشگيري كنيم .هر چقدر بيشتر وقت براي منطقة بگذاریم ، بحران را محدود كرده ایم .

هر چقدر براي این منطقه برنامه ریزي داشته باشيم بحران را بيشتر كنترل كرده ایم . پس از صد در صد وقتمان بيشترین را به منطقة پيشگيري و بعد به منطقة بحران و در آخر كمي هم به تشریفات بدهيم.

هر چقدر براي زندگي و آینده و پيري و سلامتي و ... برنامه داشته باشيم و به جاي نظم مانع ، نظم پيش برنده داشته باشيم و ریتم داشته باشيم ، بهره وري عمرمان بيشتر خواهد بود .

ما در طول عمر با حيوانات مشتركيم و تفاوت مان با آنها در عرض عمر یعني در كيفيت عمر است. عمر و زندگي را همه دارند اما چگونگي آن كاملاً متفاوت است . اگر عرض عمرمان بيشتر باشد مساحت زندگي مان بيشتر خواهد بود ، یعني بهتر زندگي كرده ایم و رشد بيشتري داشته ایم .ما به دنيا آمده ایم كه بهتر زندگي كنيم .بنابراین منطقة 4 را باید حذف كنيم و بيشترین وقتمان را به منطقة 2 بدهيم. اگر مي خواهيم بچه هایمان خوب رشد كنند محور برنامه ریزي هاي ما باید رشد باشد .

هيچکس قادر نيست مانع رشد ما شود به جزء خودمان .

در تمام آموزه هاي دیني ما هم » اول خودت «مطرح است .مثل جهاد با نفسكه مهمتر از جهاد بيروني است .من مسئول خودم هستم و در قبال دیگران مسئوليت دارم .

در رشد هماهنگ با نظام آفرینش باشيم و هر چقدر اطلاعات مان را در این زمينه افزایش دهيم ریتم زندگي مان روان تر ميشود .

چرخة زمان داشته باشيد و وقت تان را تنظيم كنيد .

ما 24ساعت وقت روزانه و 161ساعت وقت هفتگي و 720 ساعت وقت ماهانه داریم .

با این وقت ها چه كار مي خواهيد بکنيد ؟

فکر كنيد 20 سال دیگه كجا مي خواهيد باشيد ؟

من این بخش را به حکم تجربه مي گویم ، سالمندان ما اصلاً وضع خوبي ندارند و از یك سني كه مي گذرند تبدیل به موجودات غير قابل تحملي مي شوند ؛ هم خودشان را آزار مي دهند و هم دیگران را آزرده مي كنند چون در جواني براي دوران سالمندي برنامه ریزي و چشم انداز نداشته اند .

بازنشستگي در كشور ما معضل دردناكي شده چون فکر مي كنند كه در این سن دیگر هيچ فعاليت ذهني نباید داشته باشند ؛ در صورتي كه مغز تا آخرین لحظه فعال است .

سالمنداني هستند كه روزي 12ساعت كار مي كنند .

زندگي این آدم ها را مستند كنيد و بخوانيد تا بتوانيد براي این سنين برنامه ریزي داشته باشيد .

گران بها ترین چيزي كه داریم عمرمان است .

اگر عمر را بدهيم و زمان بخریم ، برنده شده ایم و اگر عمر را بدهيم و بطالت بخریم ، یقيناً بازنده شده ایم .

بعد از نظم زمان به نظم ذهن مي رسيم .وقتي زمان را تنظيم كنيد و برنامه ریزي داشته باشيد پي خواهيد برد كه ذهن تان چقدر آرام است.

واژة دیگر در زمينة آرامش ذهن » حضور « است .

حضور ذهن یعني هر جا كه هستيد سعي كنيد ذهن تان هم همانجا باشد .مراقبه و مدیتيشن تمرین خوبي براي حضور ذهن هستند.تفکر مادي و ذهنيت مادي ، آشفتگي ذهن مي آورد .

حضور وقتي است كه جهت ما رو به بالا باشد اما تا زماني كه به داشتن فکر مي كنيم ذهن آشفته اي خواهيم داشت .بالاي مخروط حضور قلب و شدن است .

ذهن باید به سمت شدن باشد نه داشتن .داشتن در خدمت شدن باید باشد .

عامل دیگه در نظم ذهن تعهد است .

برچسب ها:
برای ثبت نظر، نخست باید عضو سایت شوید
ورود به وبسایت | عضویت در وبسایت

نظر کاربران

Logo

مامان تک

وبسایت مامان تک، مرجع راهنمای والدین در باروری، ناباروری، بارداری، زایمان، تربیت و سلامت نوزاد، کودک، نوجوان و خانواده و حل مشکلات پدر و مادر با مشاوره رایگان می باشد. ما اعتقاد داریم هر حرکت اثربخشی در جامعه باید از کودکان آغاز شود و شرط اول آن، داشتن آگاهی و دارا بودن یک مرجه راهنمای مناسب می باشد. وبسایت مامان تک می کوشد در راستای آموزش والدین از بدو بارداری تا تربیت کودک، مشکلات مربوط به باروری و ناباروری، زایمان، روابط بین پدر و مادر همچنین و سلامت خانواده، از تمام ظرفیت های موجود در بستر فضای مجازی بهترین استفاده را کسب کند.
کودک من و شما قرار است در آینده در جامعه ای زندگی کند که فرزندان دیگران هم در همان جامعه خواهند زیست، به همین دلیل برای آرامش فرزندان خویش باید به تربیت صحیح دیگر کودکان این جامعه کمک کنیم، به همین دلیل اگر مطالب این وبسایت را در سایت های خود قرار میدهید و یا از آن در هرجای دیگری که فکر می کنید می تواند در این امر مهم تاثیر داشته باشد، استفاده می کنید از لحاظ ما کار بسیار پسندیده هم می کنید و نه تنها هیچ اشکالی ندارد که بسیار هم خوب و عالی است اما لینک منبع خبر که وبسایت مامان تک میباشد را نیز درج بفرمایید تا اصالت مطلب از بین نرود. قابل ذکر است که لینک هر مطلب در انتهای هر مقاله قرار گرفته است
 
logo-samandehi